بیگ مگ و بچه غول هایی که با ضرب شدن در سس مخصوص از گلو مون پایین رفتن

انرژی که برای حسین تلف کردم و بچه غول هایی که تنهایی خوردیم

امروز قرار بر این بود که حسین بهم خبر بده در رابطه با اینکه همکاری قرار که شکل بگیره یا نه؟

احساس میکنم که بی گدار به آب زدم و این همه انرژی که برای حسین گذاشتم صرفا وقت تلف کنی بوده و اون پیشنهاد من رو قبول نمی کند، و اصلا متوجه این فرصتی که پیش روش قرار داره نیست.

قطعا کم کاری از طرف من بوده که نتونستم همه چیزایی که بهش فکر میکردم رو به حسین برسونم و متوجه این فرصت بکنمش ولی خب نمیشه از نقش حسین هم در این رابطه چشم پوشی کرد.
البته هنوز همه چیز در رابطه با همکاری من با حسین قطعی نشده و ممکن هر اتفاقی در این بین بیوفته

امروز با جانانم رفتیم بیگ مگ و یک غول سفارش دادیم برای دوتایی مون و هرکدوم یه بچه غول نوش جان کردیم چه غولی جای همگی تون خالی.
نفری یه بچه غول خوردیم با 0.12 کیلو گرم سس مخصوص تو هوای برفی.

نوشته شده در 202011251212

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *