خرید فرش سه چهار تامون

خرید فرش و کنترلی که تو مشتم شکستم

امروز به همون فروشگاهی که پایین ترین قیمت رو بهم داده بود رفتم و بعد از اینکه خدمت شون عرض کردم که چرا از دیروز تلفن من رو جواب ندادن، گفتن که فرش افزایش قیمت داشته و دلیلش این بوده که ما تلفن شما رو جواب ندادیم.
فروشنده با کارخانه تماس گرفتن و روی اسپیکر ازشون قیمت پرسیدن و چیزی که شنیدیم 4.7 میلیون بود و فروشنده چونکه به من دیروز قیمت 4.42 میلیون داده بودن و چونه هایی که زده بودم در نهایت فرش رو با قیمت 4.6 میلیون به من فروختن. دلیل این ارزان فروشی صحبت دیروز ما و چونه هایی که زدیم بود و اینکه جنس رو از قبل در انبار موجود داشتن
خلاصه خوشحال و خندان از خرید فرش به طرف خونه حرکت کردم.
امروز یه سیب زمینی دوبل از پُ تِ تُ خوردم بلافاصله رفتم بیگ مگ و یه بچه غول هم اونجا خوردم تقریبا ٪۱۵ دیگه موند و آوردم با خودم.

امروز صبح من رابطه با یک موضوعی دچار خشم شدید شدم و دو ساعت بعد از اون اتفاق متوجه شدم که نباید اون رفتار رو از خودم بروز میدادم.
متاسفانه شب هم تحت تاثیر صبح و اتفاقاتش، اتفاقاتی افتاد و ناراحتی و پشیمانی صبحم حداقل دو برابر شد.
هر اتفاقی که بیوفته میشه با صبحت کردن معمولی و بدون داد و فریاد و توهین و تهدید و … حلش کرد، حالا اینکه چقدر باید این صحبت رو ادامه داد به خودم، موضوعی که درگیرش هستم و طرف مقابل بستگی داره.
خلاصه که از این رفتارم امروز خیلی ناراحتم، البته اتفاقات چند روز اخیر قطعا بی تاثیر نبوده. ولی درنهایت اینا همه ش توجیه و خودم انتخاب کردم که این رفتار رو از خودم نشون بدم.

این پست رو 202010182200 نوشتم. تقریبا دو ساعت کمتر از پنج روز تاخیر

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *