پنبه در لیوان

چیزایی که از شانزده سپتامبر دو هزار و بیست واسم موند و نوشتم.

از ساعت 0435 که بیدار شدم بدن درد دارم، ساعت 0630 قبل از اینکه زهرا رو برسونم ایستگاه فن پنبه در لیوان رو اجرا کرد و همه تلاشش رو برای کم شدن بدن درد من انجام داد .
الان ساعت 0030 دارم پست می نویسم و تمام روز بدن درد رو تجربه کردم و خیلی دوست دارم زودتر رو به راه بشم و دو باره بویایی و چشایی برگرده و دیگه بدن درد نداشته باشم و همه چیز به حالت قبلی برگرده واسه همه الهی آمین.

امروز جواب آزمایش مامان خانم اومد و مشخص شد که ایشان تب مالت دارن.
امروز یک عقب گرد هم داشتم در عملکردم و در رابطه م با خانواده یک قدم به جلو برداشتم.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *