مرغ سحر

ساعت یک بامداد خوابیدم و سحر خیز شدم ساعت شش صبح

دیشب زنگ هشدار گوشی رو برای ساعت 0558 تنظیم کردم و تقریبا ساعت 0100 خوابیدم.
یعنی تقریبا ۵ ساعت خوابیدم و سحر خیز شدم . دوست نداشتم که پاشم ولی باید می پاشیدم چونکه کار داشتم و وقت کم بود.
ولی ساعت ۹ اینا تقریبا خوابم برد و من موندم و حوض خالی تا ۱ خواب بودم یعنی ۴ ساعت ۵ ساعت هم قبلش خوابیده بودم و در مجموع شد ۹ ساعت با هنگ اوری بعد و قبلش دیگه تقریبا ۱۰ ساعت از ۲۴ ساعت رو خواب بودم .
زیاد و من اصلا دوست ندارم که اینقدر خواب باشم . باید بیدار باشم و سرحال .
امروز میرم خارج از ایستگاه دنبال جانانم
قبلش باید سه تا کار رو انجام بدم.
۱.گل ها رو آب بدم . البته اگه هنوز خشک نشده بودن
۲.گل های دفتر رو آب بدم . البته اگه هنوز جمع نشده بود
۳.بشکه هایی که اجاره کرده بودم رو پس بدم و تسویه کنم و گواهینامه جانانم رو پس بگیرم

تصنیف مرغ سحر رو هم میگذارم

afshari.2000 · مرغ سحر – شجریان
امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *