پرکاری

امروز من و یه خورده کاری هاش و چیزایی که باعث تعجبم شدن

امروز ساعت 0530 آلارمی صداش در اومد و منو بیدار کرد و از جا بلند کرد . بعد از اینکه غیر فعالش کردم رفتم تو حیاط و هوا خوردم و برگشتم نشستم پای خوندن کار عمیق و بالاخره تمومش کردم ، بعدشم زبان خوندم و تمام.

اومدم سراغ مرتب کردن کتاب ها و بعدشم صبحانه و حرکت به سمت دفتر و فلان .
امروز خیلی درگیر بازار شدم و رفتم تو حاشیه مصاحبه ها ولی خب پرکار نمایی خوبی داشتم.
یه چیزی امروز پیش اومد اونم این بود که من تقریبا 0910 رسیدم و تقریبا 1620 زدم بیرون و کل این مدت رو بجز یه گروهی در حال کار بودن . خیلی واسم جالب بود و چیزی که منو از سرجام بلند کرد خستگی بخاطر نشستن زیاد بود و در نهایت کار خودشو کرد و نتونستم حلش کنم و زدم بیرون.
متاسفانه متوجه شدم که آقا میلاد یکی از دوستای خوبم مشکوک به کرونا هست ، تقریبا مثل من.

نمیدونم چی شد که یهو به این نتیجه رسیدم که به خونه سر بزنم و وقتی که رفتم دیدم گل ها مون تقریبا خشک شدن و آب دادم بهشون .
یه ویس به جانانم فرستادم و برگشتم خونه شد ساعت 1830 آره . از خستگی مستقیم به طرف تشک رفتم و دراز کشیدم بیست دقیقه و بعدش رفتم واسه شام و تقریبا هر روز نوشته .

امروز قسمت ۹۶ رادیو گیک رو گوش کردم که خیلی قشنگ بود و اینجا هم میگذارم ولی احتمالا پخش نکنه!

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *