فوتبال دستی خوابآلو

سه شنبه ای که جانانم مرخصی گرفت تا واسه خرید فرش و پلاستیک جات بریم چیزایی که واسم موند.

امروز صبح با جانانم راه افتادیم به طرف دفتر پیشخوان برای انجام یکسری از کارهای اداری و بعدش با مامان خانم و مریم خانم و امیرعلی آقا مشغول بازار گردی شدیم تا ظهر که اومدیم خونه قرمه سبزی خوردیم و بعدش دوباره رفتیم بازار تا شب و بعدشم به طرف خونه حرکت کردیم و وقتی رسیدیم سریع اومدیم و جانانم دوتا سیب زمینی آب پز پوست کند واسم با سیب و انگور خوردیم و خوابیدیم قبل 2130 و روز رو تموم کردیم.

امروز آیلین اولین جلسه اسکرچ رو شرکت کرد، واسه اولین بار با توضیحات تلفنی موفق شد که تو اسکایپ ویندوز باهام تماس بگیره و صفحه رو به اشتراک بگذاره، واسه اولین بار کپی – پیست انجام داد.
با جانانم و امیرعلی آقا و مریم خانم فوتبال دستی بازی کردیم.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *