سر درد

امروز با سر درد شروع شد و با سر درد ادامه پیدا کرد و احتمالا با سر درد هم تموم خواهد شد . واسه من که خیلی کم سر درد میشم اینقدر سر درد خیلی زیاد هست و من رو به فکر فرو برده که نکنه...

امروز صبح یکم دیر بیدار شدم تقریبا ساعت 0810 درستش اینه که من ساعت 0540 بیدار شدم و بعدشم چند مرتبه بیدار شدم و در نهایت ساعت 0810 با سر درد از جا بلند شدم .
یه چیزی خوردم و از خونه به مقصد نامعلوم زدم بیرون .

اولین ایستگاه من پمپ گاز بود که تقریبا بیست دقیقه زمان گرفت ازم . خیلی شلوغ بود ولی خیلی سریع نوبتم شد.تقریبا هر ۵ دقیقه ۱۰ تا ماشین سوختگیری میکنند و میان بیرون. یعنی تقریبا من ۱۵ دقیقه ای که تو صف بودم تقریبا ۳۰ تا ماشین سوختگیری کردند ولی خب تعدادشون خیلی بیشتر بود.

ایستگاه دوم احمد آباد بود و کابل دیتا و شارژ تایپ C خریدم البته با کلی وسواس نسبت به محصولی که قرار بگیرم. بعدشم کلی دور خودم چرخیدم و یه چیزی هم خوردم و رفتم ایستگاه بعدی.

ایستگاه سوم جایی بود که برای مقصد مشخص کرده بودم و وقتی بهش رسیدم تقریبا یک ساعت اونجا بودم و در این یکساعت یک واحد کار رو انجام دادم و در نهایت به طرف خونه حرکت کردم.

وقتی رسیدم خونه خیلی خوابم میومد ، دراز کشیدم و خوابیدم تا حداقل ۳ ساعت بعدش وقتی بیدار شدم دوباره سر درد داشتم و رفتم ناهار خوردم و چند دقیقه بعدش هم راه افتادم به طرف جانانم وقتی از پیش جانانم برگشتم و رسیدم خونه کامل سردرد داشتم و الانم که دارم مینویسم با سر درد زیادی سرپا هستم و میخوام که هرچی زودتر برم و بخوابم.

راستی امروز دو ماه که اینجا راه افتاده و از این بابت خیلی خوشحالم .

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *