ناهار ارزان

یک روز همراه خودم بیرون خونه

امروز ساعت 0500 با دست و صورت شسته شده و اجیر پای کار بودم . یکم کتاب خوندم و بعدشم زبان خوندم تا اینکه ساعت 0915 زدم بیرون و رفتم به طرف اداره مالیات و ساعت 1400 از اونجا برگشتم به طرف خونه وقتی رسیدم خیلی خوابم میومد سرم درد میکرد وقتی بیدار شدم ساعت 1815 بود و حس میکردم که سرم خیلی درد میکنه و گلوم هم همینطور خیلی درد میکرد و امونم رو برید . فقط زودتر شام بخورم و بخوابم.

یه جا رو امروز پیدا کردم که نمیدونم چرا غذا رو خیلی با تخفیف میفروخت و رستوران خیلی معروفی هم بود، دمش گرم که منصف بود.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *