گم شده پیدا شده

گشتم نبود ولی اگه درست بگردی هست

امروز صبح تو هوای آزاد از خواب بیدار شدم و برای انجام کارهای اداری همراه جانانم  از خونه اومدیم بیرون.
البته درستش اینه که برای رسوندن جانانم به سرویس محل کار که از ایستگاه مشخصی حرکت میکنه از خونه اومدیم بیرون و من تصمیم گرفتم که یکسری از کارهای اداری که مونده بود رو انجام بدم و بعد از رسوندن جانان به ایستگاه رفتم سراغ کارهام.

کل مسیر به قسمت جدید پادکست کتابخانه تاریخ ما گوش میکردم به نام فارست گامپ واسم جالب بود با اینکه فیلم شو دیده بودم ولی خب بازم کلی چیز جالب واسم داشت و البته کلی خندیدم ☺

وقتی رسیدم نوبت گرفتم و زمانی که نوبت من شد و به باجه مراجعه کردم متوجه شدم که فرم اصلی رو همراهم نیاوردم و با کلی تعجب که این فرم کجاست محل رو ترک کردم.
چرا باید فرم رو از جایی میگذاشتم که گم بشه و …. این سوال ها تو ذهنم میگذشت وقتی رسیدم خونه متوجه شدم که فرم خونه است و اصلا همراهم نبرده بودم ولی هیچی راجب اینکه فرم رو تو خونه گذاشته باشم یادم نمیاد. 
خلاصه که جالب بود این اتفاق امروز.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *