تولد نوزده سالگی

اتفاقی که نوزده سال پیش افتاد و مسیری که برای همیشه تغییر کرد

امروز با یانگوم قسمت ایکس شروع شد جالب بود و روز خوبی داشتم در کنار زهرا و آیلین و مامان و بی بی گل و کلی خوش گذشت و بهم چسبید، روز خانواده.

امروز از ظهر تا عصر بدن درد داشتم خیلی زیاد و امون منو برید و آخرش یه قرص مسکن خوردم که روبه راه بشم.

چند تا تماس برای جعبه سایز یک پستی گرفتم و متوجه یک فقره گران فروشی شدم که خودم یه ور قضیه بودم ولی با فرض بر اینکه اون موقع شرایط سر گردنه بهترین حالت خریدی بود که می شد انجام داد.

صبح یاد اتفاقی افتادیم که در سال دو هزار و یک افتاد و برج های دو قلو تجارت جهانی فرو ریخت و مسیر تاریخ تغییر کرد.
اون روز من و بابا خونه یکی از آشنایان مهمان بودیم و دیدیم که تلویزیون این اتفاق رو گزارش میکنه و همه صحنه رو نشون داد و منم دیدم.

Mojtaba Abolhassani · Golestoon Azarestoone Be Cheshmam
امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *