پیف پوف

اولین روز سپتامبر دو هزار و بیست اولین روزی که به هر گل میرسم نمیتوانم ببویم آن را

امروز خیلی باحال بود و واسم کلی امیدوار کننده بود چونکه احساس میکردم که تقریبا ٪۹۵ حالم خوب شده .
شب با جانانم و مامان و بابا و آبجی رفتیم شام بیرون .
معمولا موقعی که گرسنه هستم، چیزی از غذا متوجه نمیشم تا وقتی که حداقل ٪۸۰ گرسنگی م برطرف بشه. منتها دیشب وقتی که دیگه تقریبا سیر شده بودم که متوجه یک موضوعی شدم،‌ اصلا مزه و بو رو احساس نمیکردم!
حس خوبی نبود ولی خب شب خوابیدم و تموم شد.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *