دوشنبه پنجم اکتبر دو هزار و بیست و مراجعه مجدد به بازار سرامیک

مراجعه دوباره به بازار سرامیک بلوار توس، این دفعه با آرامش

امروز خسته و کسل با صدای تماس جانانم از خواب بیدار شدم و با شنیدن صدای جانانم بیشتر خوابم گرفت.
امروز دوباره به بازار سرامیک بلوار توس مراجعه کردم و این بار حساسیت های دفعه قبلی رو نداشتم و با آرامش بیشتری دنبال چیزی که میخواستم میگشتم و در نهایت بعد از خرید محصول درجه یک و تحویل گرفتن محصول از بازار به سمت خونه حرکت کردم و قبل از اینکه برسم خونه یکم تو ابزار جواد الائمه وقت گذروندم و با یک سطل چسب سرامیک درجه یک از اونجا خارج شدم.

امروز ایمان باهام تماس گرفت و یکم باهاش درد دل کردم و اتفاقی که افتاد این بود که بعدش کلی حس بد بهم دست داد و با کلی ناراحتی چند ساعتی رو گذروندم.

امشب بعد از اینکه رسیدم خونه رفتم پیش بی بی گل و مامان جانم و آیلین و کلی خوش گذشت و بعدشم فرش رو که جمعه قبلی شسته بودیم رو جمع کردیم و آوردیم داخل خونه و بعدش که اومدم اتاق و تنها شدم کلی وقت تلف کردم وقتی هم که میخواستم بخوابم متوجه شدم که چهار گیگابایت اینترنت ته بسته یک ماهه که امشب منقضی میشه مونده و درجا شروع کردم به دانلود فیلم،‌ بعدش شروع کردم به نوشتن این پست.

صدای تیک تاک ساعت دیواری خیلی بلند و معمولا وقتی که حواست به اتاق باشه صداشو میشنوی، امشب وقتی داشتم با سرعت زیاد فیلم دانلود میکردم متوجه صدای ساعت شدم و به خودم اومدم که چیکار دارم میکنم و زمانم رو دارم کجا و چجوری تلف میکنم. اونم در جایی که باید نهایت بهینه سازی رو انجام بدم.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

2 پاسخ

  1. عزیزم این پست خوندم بیشتر دلم واست تنگ شد
    از شنبه ندیدمت و فکر کنم اندازه این یک هفته واسه هم حرف داریم به زودی میبینمت⁦❤️⁩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *