خواب وسط کار و چسب یک دو سه

یخ زدم ولی بازم از زیر کار در رفتم

صبح که ساعت 0428 چشمم رو که باز کردم دیدم لپتاپ رو شکمم و تا دست زدم صفحه ش روشن شد، دوتا بالشت بزرگ هم زیر سرم بود و گردنم درد میکرد و خیلی خیلی هم سردم بود.
آلارمی رو قطع کردم و چون که میدونستم کلی کار فیزیکی قرار انجام بدم امروز پس دوباره خوابیدم تا ساعت 0630 که جانانم رو بیدار کردم و بعدش دیگه رفتم سراغ بنایی.
امروز یه کارگر روز مزد برای انجام کارهای سنگین استخدام کردیم و حقوق ش هم نصف نصف ولی خب من به اندازه نصف که پول دادم کار تحویل نگرفتم.

امروز نسبت به دیروز کمتر سرامیک نصب کردیم با اینکه نیروی کمکی هم داشتیم.

یه چیزی که آروم آروم دارم نسبت بهش مطمئن میشم اینه که باید رابطه ای با شخصی که داره ازم حقوق میگیره برقرار نکنم و ازش کار بخوام و خیلی هم جدی باشم در رابطه کاریم.
دوست ندارم این مدلی باشه ولی اینطوری احساس میکنم که برای نیروی کار روز مزد طبق تجربه ای داشتم تو این مدت کاملا دنبال اینه که یه جوری از زیر کار دربره و وقت تلف کنه تا بشه ساعت 1600 و بره.
خیلی دوست دارم و امیدوارم که یه مثال نقض واسش پیدا کنم. ولی خودم چی؟

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *