مذاکره موفق

مشاهدات از تبدیل یک موقعیت منفی به موقعیت (البته فرصت تعریف درست واسه این اتفاق امروز بودم)

چجوری مهدی آقا یک موقعیت که قرار بود منفی باشه و فقط با پف پف تایید کنیم رو تبدیل به یک فرصت کرد و این فرد منفی شد کسی که تایید میکرد و به شرایط خوشبین شد و قبول کرد که یه موقعیت تکرار نشدنی هست که باید رو هوا بزنه.

از اولش اینجوری بود که من و مهدی آقا رفتیم سراغ یک حرفه ای و میخواستیم که مذاکره در رابطه با همکاری استراتژیک و توسعه کسب و کار داشته باشیم.

وقتی رسیدیم بعد از معرفی دو نفری که هم دیگه رو نمیشناسن شروع کردن و چند تا سرنخ دادن به شخص و بعد کنار واستادن و کاملا مشتاق و حواس جمع به صحبت های طرف و بعد از دو سه بار که بحث داشت از ریل خارج می شد و بحث رو دوباره انداختن روی ریل و دقیقا تو نقطه ای که بحث داشت با سرعت زیاد میخورد به کوه موقعیت رو نجات دادن و طرف مذاکره رو از ته دره نا امیدی بیرون کشیدن و تو لحظاتی که نور امید داشت چهره طرف مذاکره رو روشن میکرد پیشنهاد اصلی رو دادن و همه چیز رو تموم کردن و طرف هم پیشنهاد رو پذیرفت و قرار بعدی رو هم ست کردیم و بلافاصله محل رو ترک کردیم.

موقع برگشتن لبخند رضایت و موفقیت از انجام کار روی چهره مهدی آقا نقش بست و هایِ های از کاری که انجام دادن و هدفی که بهش رسیدیم تا جلو خونه باهاشون رفتم و بعد رفتم پی کارم.

اینم واسه اینه جاش اینجاست از خانم سارا نائینی

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *