تاسوعای نود و نه

بخش هایی که از تاسوعای نود و نه همراه من موند.

امروز با کلی تلاش ساعت 0525 از خواب بیدار شدم و شروع کردم به جمع کردن لوازمی که جانانم سفارش کرده بود که بردارم.
وقتی که همه لوازم رو برداشتم شیشه های ماشین رو تمیز کردم و در نهایت ساعت 0700 راه افتادیم به طرف خونه جانانم ، بیست دقیقه اونجا منتظر جانانم بودیم تا بیاد و بریم وقتی که راه افتادیم به طرف جاده ساعت 0800 بود و در نهایت ساعت 1100 رسیدیم روستای شوراب.

رفتیم خونه عمو امرالله و کل روز رو اونجا بودیم و زن عمو ام البنین میزبان ما بود.
ساعت 1300 برای انجام کاری با هادی آقا رفتیم بیرون و ساعت 1530 برگشتیم و عملیات قربانی کردن گوسفند نذری بابا رو شروع کردیم و بعد شام به طرف روستای جمبرجوق حرکت کردیم وقتی میرفتیم ساعت 2230 بود وقتی رسیدیم خونه ساعت 0130 شده بود و سریع برای خواب آماده شدیم و تمام.

امین شورابی

امین شورابی

از وقتی که یادم میاد همیشه دنبال تغییر دادن وضعیت موجود بودم ولی خب از راه نادرست (البته الان که به گذشته نگاه میکنم نظرم اینه) بجز در مواقعی که دچار روزمرگی شدم (البته کم هم نبوده)تقریبا همیشه در تلاش برای رشد شخصیتی بودم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *